سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

سر صبگاه بودیم و هرچی ناظم مون پافشاری می کردم که یکی بیاد قرآن بخونه هیچ احدی حاظر نشد بره.

برای همین گفت لااقل همه باهم سوره ی حمد رو بخونید.

تا ما اومدیم شروع کنیم به خوندن گفت نه صبر کنید.

یک دو سه میگم بعد همه هماهنگ بخونید.

به محض پایان شمارش ناظم مون همه باهم شروع کردیم به خوندن ولی نه سوره ی حمد،

دعای فرجخیلی خنده‌دار

خلاصه قرض از بیان جریان این بود که بگم یه چنین بچه های باهوشی داریم ما خیلی خنده‌دار

والبته معاون مون هم کلی افسوس خورد وبعد گفت:

من نگران نمازهایی هستم که به جای حمد دعای فرج رو براش خوندیدخیلی خنده‌دار

موفق باشید.

یاحقخدانگهدارگل تقدیم شما




تاریخ : جمعه 92/8/10 | 7:6 عصر | نویسنده : فاطمه سادات مخبر | نظر
.: Weblog Themes By BlackSkin :.